هنوز وقتی یکی مریض میشه میرم یه گوشه خلوت دل سیر گریه میکنم دیروز همبن کار رو کردم من از اون ادمام که حاضرم همیشه مریض باشم اما هیچی دوربرم مریض نباشه.
دبشب بعد از ایین اشک وننه من غریبه ام بازیهام پاشدم کمی خونه رو مرتب کردم یه شام یبک اماده کردم برا همسر هم نوبت دکتر گرفتم اینقدر اسفته بودم که فکر کنم پنج بار مجبورشدم نوبت دهی تکرار کنم سامانه جیغ بنفش می کشید اگر زبون داشت که قراره با داداشش صبح بره خدا کنه همه چیز به خوبی و زود تموم بشه منم ابجی زنگ زد گفت هر روز که میری دکتر باهات میام نگران نباش
خبلی حالم بهترشد .
واسه مدرسه بچه ها هم با دامادمون شوهر همین خواهر هماهنگ کردم
موقعع خوابیدن ذهنم پر از آشوب بود اخرش گفتم خدایا تو محبتت به بنده هات بیشتره یا من؟؟خودت کمک کن از این بحران هم به خوبی رد بشیم و بعدش کمی اروم گرفتم.و خوابم برد زودتر از هرشب
خدایا در این دل شب به جز درگاه تو به هیچ درگاهی مرا راهی نیست پس از تو طلب میکنم همه خواسته ها وآرزوهایم ای پناه بی پناهان🙏🙏