به کارما اعتقاد دارین سه سال پیش بعنوان حلال مشکلم وفردی که بهش اعتماد داشتم باهاش درددل کردم به امید انکه بره با خانواده اش صحبت کنه بهش گفتم ببین من بچه سه ماهه به دوش میرفتم بیمارستان شیفت میدادم در شهرهای مجاور حالیکه وسیله نداشتیم گاهی بااتوبوس گاهی حتی پشت وانت و....خیلی اذیت شدم گفت خانوم منم داره تو درمانگاه زحمت میکشه گفتم این کجا اون کجا ؟ گفت چه فرقی داره من دیگه حرفی برای گفتن نداشتم اونم کاری واسه من نکرد و گفت حق با خانواده اش هست و بی رحمانه از خانواده اش طرفداری کرد ماه پیش خانومش رو به اجبار فرستادن شیفت در یکساعتی محل سکونت بچه شون پنج سالش هست خودش میره با همسرش باماشین شخصی بهش اجازه دادن موقع شیفت همسرش باهاش باشه همکار هستند .
خدا وکیلی اصلا خوشحال نشدم اما نمیدونم میتونه حال اون روزم رو درک کنه اما بچه سه ماهه کجا پنج ساله کجا ؟ پشت وانت کجا ماشین کولردار کجا؟
هیییی روزگار این نیز بگذرد