کلا ریتم زندگیم بهم خورده دیشب که تا سه ونیم بیدار موندم یه سبد البالو بود نشستم پاک کردم و همزمان قسمت سوم صدا تو رو دیدم خیلی سرگرم کننده وهست بعدش دوش گرفتم به صد زور خوابم برد البته گشتم یه قرص سیتریزین پیدا کردم خوردم والیته خوابیدم ساعت ۸صبح پاشدم قرصم رو خوردم با نون سنگک وپنیر وچایی و تلپ خوابیدم بیدار شدم دیدم ساعت ۴عصره😂😂خواب اصحاب کهف بود ولی خدایبش خیلی خوب بود بقیه اعضا خونه خواب بودن منم یه چیزی خوردم دوباره قرص خوردم و بعدش بچه ها بیدار شدن دیدم هسته البالوها رو دراوردن گذاشتم واسه مربا وشربت
دیگه دختر بزرگه ومن با کمک هم هویج پلو خیلی خوشمزه پختیم همسر رفت برا دورهمی وبلا و از شام خوشمزه موند دختر کوچیکه هم سالاد درست کرد دختر خواهرم هم نرفته بود ویلا اومد پیش ما دیگه ساعت ۱۰شب شام رو خوردیم جای همگی سبز
بعدش شربت البالو رو جدا کردم دوباره شکر ریختم ۵تا شیشه مربا شد چقدر بابرکت هست بچه ها عاشق شربت البالو هستن والبته از دوتا شبشه شربت یه شیشه اش همون موقع مصرف کردن😂
هفته پیش از روی تنبلی البالوها با هسته پختیم وشد کمپوت البلو 😂😂😂والبته کل هفته سرگرم شربت وکمپوت بودن
بعدش هم من کلی ظرف شستم واشپزخونه رو تمیز کردم باهم صداتو قسمت ۴دیدیم و من امشب هم قرص سیتریزین از ساعت ۱۱خوردم ولی کلا امشب از خواب خبری نیست
الان همسر هم از دورهمی برگشت و گرفت خوابید منم از بی خوابی این پست رو نوشتم به امید دیدن خوابی اروم و خوش برای همه مون❤️