هوا بس ناجوانمردانه گرم است فقط در حد ۲۰دقیقه با دخترام اونم ساعت نه ونیم رفتیم یه فروشگاه بزرگ انگار کولرها خاموش بود والبته سریع خرید کردیم تا اومدم تو ماشین کل قفسه سینه ام بثورات ریخت و بعد نمیدونم چرا همش فکرم رفت پای قارچ پوستی خیلی شبیه بود و هی رفتم حموم فکر کنم چهار بار وهی شستم کلا پوستم ترکید وخارش شدید وسوزش وحشتناک شد رفتم دکتر خانوم دکتر کلی دعوام کرد گفت حساسیت هست که حقم بود با لنگه کفش دنبالم کنه😅😅😅
خیالم راحت شد و شب تا صبح مرتب نرم کننده زدم و پماد تا صبح خدا رو شکر خارش وسوزشش بهترشده
بنظرم باید کم کم برگردم به سرکار هم شدیدا حوصله ام سر رفته اما علاقه ای به محیط کار ندارم یعنی حوصله معاشرت ندارم ومخصوصا جلسات و دست وپاگیر بودن اونها و مقررات خشک و بی توجهی به راندمان کاری و عدم تاثیرش در حقوق انگیزه ای برای ادم نمیمونه
فرقی بین نیرویی که شبانه روز جوابگو هست با نیرویی که سرکار هم جوابگو تیست نیست چه نیست در نیستی شد🤭
خلاصه مرخصی هام رو به اتمامه و به هرحال دیر یا زود باید برم سرکار ولی ترجیحم اینه سرکار قبلی نرم و یه واحد که نیروش مرخصی زایمان هست بگیرم و یه جوری این دوسال باقیمانده تا ۲۵سال سابقه رو بگذرونم و بعدش با ۲۵روز حقوق بازنشست بشم نگران اینده دخترا هم هستم خوب نمیشه بی جهاز بمونن وگرنه مثل خودم خیلی اذیت میشن هر چند تمایلی به ازدواج در دخترهای کل فامیل دیده نمیشه قدیمتر میانگین سن ازدواج پایین بود الان خونه بابا ها یشتر خوش میگذره و رهاتر هستند
دختر بزرگه با دختردایی هاش رفتن شیراز و قراره چند روز بمونن میگفتن میریم اپارتمان دایی و جایی نمیریم داماد داداش میگفت خوب بیاین طبقه بالای خونه ما چند روز بمونید عصرا هم میبرمتون بستنی براتون میخرم😅چه کاریه اینهمه راه برید برا تو خونه نشستن😅😅😅
دو روز هم بخاطر گرمای هوا سراسر کشور تعطیل شد حتما الان حسابی جاده ها شلوغ میشه الهی سفر همه بی خطر و به سلامتی وتندرستی باشه.