دچار روزمرگی شدم اما خوب راضیم هر روزی که میخوام سفت و سخت رژیم رو رعایت کنم دقیقا دوبرابر میخورم .یا صبح تصمیم میگیرم امروز به دخترا واسه دانشگاه نرفتن گیر ندم قشنگ ده برابر روزهای عادی میرم رو اعصابشون. یا امروز میشینم درست و درمون زبان میخونم تا شب یه کلمه نمیخونم .خلاصه روزهایی که تصمیم میگیرم آدم بهتری بشم افتضاح تر میشم آخه این چه وضعشه .خوددرگیری بددردیه .والله![]()
مسئولان محترم که به هیچکدوم از حرفهای من محلی نزاشتن تمام پیش بینی هام درست از آب در اومده و کلی تو دردسر افتادن از اینکه تو دردسر افتادن خوشحال نیستم از اینکه درس عبرت نمیشه و دوباره حرفم رو گوش نمی کنند هم ناراحت نیستم کلا در حالت خنثی به سر میبرم.فقط،میدونم تا عوض بشند کلی سیستمون عقبگرد داره.کار کردن در چنین فضایی فرسایشی هست .دنبال یه کار نیمه وقتم شما سراغ ندارید .؟مدیریت از راه دور نمیخواین؟هیچ هنری هم ندارم دخترانم که از خانواده پدریشون یه عالمه هنر ارث بردن هم قدرش رو نمیدونند هی روزگار .بی خیال .
هوا خوب شده اما یه باد شدیدی میوزید که نمیشد رفت بیرون.بازم خدا رو شکر از مرحله کولر به پنکه روشن بودن رسیدیم و راضی هستیم .اگه من مسئول آسمون بودم تا عید نوروز رو هر روز هوا رو نیمه ابری تا تمام ابری با نم نم بارون بدون رعد و برق تنظیم میکردم حیف که دستم کوتاهه.
خوب خوب اینم از زندگی ما .شما خوبید؟اوضاع خوبه؟سلامتی برقراره؟دیشب رفتم خونه بابام آخ زانوهام درد میکرد کمرم هم باهاش مسابقه کی بدبخت تره داده بود گفتم اگه خدای نکرده جنگ بشه من فرار هم نمیتونم بکنم با این وضعیت دیگه مجبورم بمونم تا آخرین لحظه دفاع که چه عرض کنم توفیق اجباریه.ریا نشه یه وقت![]()
اومدم یه سر بزنم برم بگم دعاتون میکنم برام دعا کنید هر وقت ازتون خواستم بعدش اتفاقهای بهتری برام افتاده معلومه که خدا دوستتون داره .در پناه خدای دوست داشتنی سلامت باشید و قلبهاتون پر از رضایت و آرامش.