۱-همسر میپرسه مگه دریافتی تو چقدره ؟؟؟میگم ۲۲و خورده ای میگه تو سامانه رفاه زده درآمد ۳۸ ،،خنده ام میگیره ۱۶تومن بیشتر زده اینقد فکر کردم یادم اومد به وام ۱۰۰تومنی اداره که باید ۱۵۰ پس بدم طی سه سال رو توی اذر دریافت کردم ،آخه نامرد من که حقوق بگیر خودتم .وام مگه درآمده.
۲-پریشب که سر سفره افطار اذان میگفتن که موذن کلمات رو میکشید دختر دومی که خیلی شوخ هست گفت کاش بصورت رپ اذون میگفت الان تموم شده بود.اخرش هم اذون تموم نشده افطارش رو خورد .
۳-دیشب سر سفره دختر کوچیکه تنها بود دمغ بود از رفتن آبجی هاش ،منم حال نداشتم همونجا تو بالکن برام جا انداخت اصلا توان نداشتم ضعف داشتم شدید با اینکه هنوز روزه هم نگرفته ام همونجا کتاب عطر سنبل عطرکاج رو برداشتم و بعد از مدتها کتاب صوتی گوش دادن خودم رو مجبور کردم کتاب واقعی دستم بگیرم مطالب واقعی ولی طنزگونه تا الان که جالب بوده ۵۰صفحه خوندم هوا خیلی دلپذیر بود و بهشتی اما از وجود حشرات بیمناک بودم از بس خوشمزه هستم براشون .با بی حالی اومدم دیوم همسر از شبکه استانی تکرار برنامه محفل نگاه میکنه یه دختر متولد ۸۸بود به اسم اسما دغاغله که هم مشکل حرکتی جسمیو تنفسی داشت ولی اینقدر انرژی داشت روی ویلچر در حالیکه اکسیژن بهش،وصل بود قرآن میخوند بسیار زیبا نابینا هم بود وای بمب انرژی بود و چقدر من از خودم خجالت کشیدم من کجا اون کجا،دیدن داشته ها مون کمرنگ شده و هی به نداشته ها فکر میکنم واقعا که باید کمی به خودم کمک کنم .
پی نوشت : دختر شیطون وقشنگم کلی برات نوشته بودم که پرید خوشحالم که سالمی همه دوستت دارند اما کارهایی که باعث میشه به دردسر بیفتی و بعدا تاوان بدی رو دوست ندارن امیدوارم بتونی خودت راه درست رو انتخاب کنی و از چیزی شرمنده نباشی راه برای بهتر بودن همیشه باز هست .هم تو رو و هم تمام دخترهای این سرزمین رو دوست دارم مواظب خودت باش.
در پناه خدا شاد باشید.