دوشنبه چهارم اسفند ۱۴۰۴ | 4:48 | مامان فرشته -
دیروز روز سختی بود ولی تموم شد خدا رو شکر سردردهای شدید که نمیزاشت بخوابم نه پاشم کارهام انجام بدم واسه افطار اش رشته پختم یادم اومد وای هفت زن عموم بوده و من مراسم صبح رو نرفتم همسر هم مشغول اداره و کارهاش کلا فراموش کرده بود در این حد از فضای مجازی دور بودیم که البته خیلی هم بد نیست بالاخره ساعت سه پاشدیم رفتیم ارامستان یدفعه نگاه کردم دیدم ساعت چهار ونیم هست یادم اومد زیر قابلمه رو یادم رفته خاموش کنم سریع رفتم مجدد تسلیتی به دختر عمو گفتم و همسر که سر مزار بابام بود رو گفتم بدو بریم زیر قابلمه روشنه .داداشا گفتن زنگ بزن دخترکوچیکه گفتم گناه داره از مدرسه برگشته خوابه دیگه این ده دقیقه تفاوتی هم نمیکنه .همسر با سرعت داشت رانندگی میکرد گفتم بی خیال بابا یه قابلمه اش هست فوقش میسوزه اتفاقی نمیفته .خلاصه رسیدیم خونه توی راه الکی میگفتم اوه اوه بوی اش سوخته تا اینجا میاد .خلاصه نسوخته بود ولی اصلا یه قطره آب نداشت .
بعد افطار من بی حال تر از روزه داران با سردرد شدید داشتم تلف میشدم دخترکم گفت مامان داری هلاک میشی دوتا یا سه تا قرص خوردم و بنظرم ساعت ۸خوابیدم شاید بیهوش شدم تا ساعت سه ونیم که پا شدم خواب بابام هم دیدم آخی خواب دیدم مامانم روی ویلچر بردم حرم امام رضا تا گنبد نمایان شد البته الان فکر میکنم تو خواب اون گنبد فیروزه ای بود به مامان گفتم برا پیدا شدن بابا دعا کن و بعد اومدم یه جایی که بقیه هم منتظر بودند که باباشون بیاد بابام اومد عصا دستش بود من داد زدم این بابای منه این بابای منه و دویدم بغلش کردم .انگار مثلا منتظر مسافری باشی که تازه پروازش نشسته بقیه اش یادم نمیاد.
کاش حال و هوای ماه رمضون بیاد تو وجودم خیلی لذت داره خیلی زیاد.
پی نوشت :
دوستان کهکامنت خصوصی میزارید شرمنده ام که توان جسمی و وقت کافی ندارم براتون مفصل بنویسم
۱-دختر قشنگم دوست تو از تو باید بهتر باشد و همنشین نادرست مثل دوستی خاله خرسه ناخواسته بهت صدمه میزنه .اینکه اینقد عاقلی که تشخیص میدی واقعا عالیه.
۲-دختر خشمگین من اتفاقا کلی حواسم بود و در جریان ماجرای هستم و خدا رو شکر سالمی .مهم نیست در موردم چه فکر میکنی اما دلم میخواد این فرصت داشتن یه خانواده خوب با اونهمه آبجی که خدا بهت داده رو بدونی همه این شانس ها رو ندارند پس قدرش رو بدون و خودت رو قوی کن و از هرکاری که عاقبت درستی نداره اجتناب کن.
۳-دختر نازم زیبایی امانتی هست خدا بهت داده اما .....قبلا حرفام رو بهت گفتم .که فایده نداشت دلم برا مادرت خیلی گرفت یه مادر رو به اونجا رسوندن خیلی ظلمه ولی تو میتونی درست زندگی کتی ولی نمیخوای امیدوارم دلخور نشی .
۴-دختر درسخون من به راهت ادامه بده اینکه اینقد قوی هستی و باعث افتخار ه خوشحالم که از فرصت هات استفاده میکنی .مواظب خودت باش.
۵-گل سرسبد ها آبجی بزرگه دخترها مرسی هواشون داری خوشحالم که پدر دخترها رو بهت سپرده و داری مدیریت میکنی به خدا خیلی کارتون بزرگ و قشنگه خیلی زیاد .
۶-دختر آسمونی من تمام تلاشم اینه که تا توان دارم هیچ دختری که می شناسم به سرنوشت تو دچار نشه کاش بودی و حرفام گوش داده بودی تما چه میشه کرد.
۷-مامان عزیز و دختر نازنین که کنار هم و به هم برگشتید از خدا براتون یه زندگی قشنگ آرزو میکنم .
۸-بقیه دخترای نازم دوستتون دارم و دلم میخواد قشنگ زندگی کنید.
اما در آخر دخترای خودم نمیدونم کی این مطالب رو میخونید خوشحالم که دارمتون خوشحالم که دارید تلاش می کنید خوشحالم که در این دنیای غرق لذات و خوشگذرونی های آنی راه درست تر رو انتخاب می کنید عاقبتتون بخیر عمرتون پربرکت و مسیر پیش روتون روشن و در پناه خدای مهربان باشید .