پنجشنبه هشتم فروردین ۱۳۹۲ | 17:57 | مامان فرشته -
وقتی مهمون دارم اگه همه کارهام انجام داده باشم باز شب خوابم نمیبره ساعت 12 خوابیدم اما با وجودی که نگران هیچی نبودم اما خوابم نبرد
پاشدم هال رو مرتب کردم و مبلها و آیینه و میز تلویزیون و کابینتها رو دستمال کشیدم و اتاق بچه ها رو مرتب کردم ساعت 2و نیم رفتم خوابیدم ولی خدا میدونه کی خوابم برد صبح بعد نماز شروع کردم تا ساعت هشت که مادر شوهر بنده خدا که من رو میشناسه که زود کارهام رو میکنم اومد من پلو درست کرده بودم در حال تهیه خورش بودم خلاصه اونهم حیاط رو شست و ظرفهایی که کثیف شده بود و کارهای آشپزی رو همش خودم انجام دادم ساعت ده و نیم همه چی مرتب بود و من یه دوش گرفتم و خلاصه خدا روشکر کلی خوش گذشت من پدر شوهرم رو خیلی دوست دارم خداییش علاقه عجیبی بهش دارم خلاصه جاریها زحمت شستن ظرفها رو کشیدند البته کشیدن غذا هم با اونها بود بعد غذا هم میوه و چای و شیرینی خلاصه غذا هم به قول همه خیلی خوشمزه شده بود البته من با علاقه و ذوق وشوق غذا پختم
الان مهمونها رفتند و خونه مرتب هست و تمیز ظرفهام هم گذاشتم سرجاش من از خدا خواستم که این حدیث برایم تداعی کنه که مهمون که میاد با خودش نور و برکت میاره وقتی میره همه غم و بلا و پلیدیها رو با خودش میبره بیرون .همسر هم کلی تشکر کرد کمرم کمی درد میکند که انشاءالله با استراحت خوب میشه خدایا دلهامون رو بهم نزدیک کن .و سلامتی و آرامش میزبان همیشگی خونه هامون باشه و مسافرامون به سلامت برگردند و مریضامون زود خوب بشن و همه گرفتارها به ساحل آسایش همراه با آرامش برسند آمین
پاشدم هال رو مرتب کردم و مبلها و آیینه و میز تلویزیون و کابینتها رو دستمال کشیدم و اتاق بچه ها رو مرتب کردم ساعت 2و نیم رفتم خوابیدم ولی خدا میدونه کی خوابم برد صبح بعد نماز شروع کردم تا ساعت هشت که مادر شوهر بنده خدا که من رو میشناسه که زود کارهام رو میکنم اومد من پلو درست کرده بودم در حال تهیه خورش بودم خلاصه اونهم حیاط رو شست و ظرفهایی که کثیف شده بود و کارهای آشپزی رو همش خودم انجام دادم ساعت ده و نیم همه چی مرتب بود و من یه دوش گرفتم و خلاصه خدا روشکر کلی خوش گذشت من پدر شوهرم رو خیلی دوست دارم خداییش علاقه عجیبی بهش دارم خلاصه جاریها زحمت شستن ظرفها رو کشیدند البته کشیدن غذا هم با اونها بود بعد غذا هم میوه و چای و شیرینی خلاصه غذا هم به قول همه خیلی خوشمزه شده بود البته من با علاقه و ذوق وشوق غذا پختم
الان مهمونها رفتند و خونه مرتب هست و تمیز ظرفهام هم گذاشتم سرجاش من از خدا خواستم که این حدیث برایم تداعی کنه که مهمون که میاد با خودش نور و برکت میاره وقتی میره همه غم و بلا و پلیدیها رو با خودش میبره بیرون .همسر هم کلی تشکر کرد کمرم کمی درد میکند که انشاءالله با استراحت خوب میشه خدایا دلهامون رو بهم نزدیک کن .و سلامتی و آرامش میزبان همیشگی خونه هامون باشه و مسافرامون به سلامت برگردند و مریضامون زود خوب بشن و همه گرفتارها به ساحل آسایش همراه با آرامش برسند آمین