تا یه ربع به یک بود و حرف و حدیث و یه کوچولو درددل و ..... بعد رفت من هم ناهار از روز قبل داشتم اما دلم میخواست قارچ سوخاری رو امتحان کنم که واقعا خوشمزه شده بود و دوتا دخترا که از قارچ متنفرند اونقدر ذوق زده خوردند که واسه تبلیغات تلویزیون خوب بودند.
بعد براشون کدو سرخ کردم و خلاصه تا ساعت 4 همچنان داشتم کدو می سرخیدم به قول خودمون .
بعد بابا دوباره خوابم برد نخندید جان خودم تا 5 خوابم برد بعد شوهر رو راضی کردیم بلند شه بریم بیرون چون این دست و آن دست میکرد آب پاشیش کردیم تا سر حال بیاد رفتیم کنار دریا جاتون خالی هوای عالی و ابری و خنک چه کیفی داشت روی شنهای ساحل نقاشی کردیم و یه نیم ساعت شن بازی و بعد وروجکهای شیطون رو از شنها جدا کردیم رفتیم فروشگاه اینقدر جنسها گرون بود که دخترها هم متوجه شدند دختر عنکبوتی دلش یه تاپ میخواست قیمتش 17تومن بود اما نمی ارزید تو خونه ما هم پر از لباس هست بهش گفتم خودم برات میدوزم خوشحال شد .و رفتیم بستنی پریما واسه بچه ها گرفتیم خودمون هم مگنولیا جاتون خالی خوشمزه بود از فروشگاه دررفتیم.بچه ها یکی از گلدونام رو شکستند رفتم بخرم گفت 16تومن ماهم نخریدیم (ما فقیر شدیم نه بابا)شام همسایه قبلیمون دعوتمون کردند از مکه برگشتند من هم حال ندار بودم همسر اصرار کرد من نرفتم اومدم خونه پشیمون شدم همسر رفته بود مسجد به دخترها گفتم پیکاسوی بدجنس اولش لج کرده بود بعد هم قبول کرد ده بار بهش گفتم خوب برو آماده شو گفت باشه آخر هم نرفت منم بیخیال اومدم نت والله اعصاب نداریم از دست این دخترهای نازک نارنجی .
خدایا در شب رحمت و مغفرت ما رو و همه اسیران خاک رو غریق رحمتت بفرما ضمنا واسه امواتتون فاتحه یادتون نره .