دوشنبه چهارم شهریور ۱۳۹۲ | 16:45 | مامان فرشته -
هرسال واسه بچه ها به دلیل بی حوصلگی روزهای آخر شهریور لباس و کیف و کفش میخریدم و کلی هم استرس داشتم اما امسال در حال حاضر فرم مدرسه و کفش و کیف خریده ایم و فقط کیف دختر عنکبوتی مونده بخریم مانتوهای پارسالی هم شسته و اتو کرده ام بعلاوه مقنعه های اضافی مانده جورابها رو هم پیدا کنم چون پارسال از قشم دوجین جوراب گرفتم فکر نکنم نیاز به خرید جوراب باشه.این دو سه روز مشغول خرید بودیم و البته به دلیل عود سینوزیت حال آپ کردن نداشتم دیروز هم یه نسخه محلی خواهر داد که داریم اجرا میکنیم خدا کند تاثیر کند چون سردرد و حالت تهوع بد رقم اذیتم میکند.
هرچه به مهر نزدیک میشیم من ذوق میکنم اما این دوتا دختر ماتم میگیرن این هم از آینده سازان تنبل کشور ما خدا رحم کند من همیشه یه هفته بعد تعطیلی مدرسه ها دلم پر میکشید واسه مدرسه اصلا بزرگترین تفریح ما مدرسه بود اما الان نه مدرسه در مقایسه با خونه میشه زندان با اعمال شاقه برای گل دخترهای تنبل و بی مسئولیت ما خدا کند به قول سلما رستگار شوند.
هوای جنوب کمی قابل تحمل تر شده است و میشود رفت و با خیال راحت به درختها آب داد و ذوق کرد و از زندگی لذت برد کاش قدر همه لذتها را بدانیم بعضی روزها دلم هوای اداره را که میکند شب همش خواب پریشان میبینم جالب است چقدر در ضمیر من استرس پنهان شده که در خواب بروز میکند الهی چنان کن سرانجام کار تو خشنود باشی و ما رستگار