سلامممممممممممم
اول مهر 98همه مبارک ،من همیشه عاشق مدرسه و کتاب و معلم هام بودم امروز ساعت 5از خواب بلند شدم تا بتونم ساعت 7سه شیطوووووووون رو راهی مدرسه کنم مثل هرسال عکس گرفتم ازشون و زیر قران ردشون کردم تا مدرسه هر سه تاشون رفتم و یه عکس گرفتم و برگشتم اداره.
ساعت یک همه شون از مدرسه اومدند و من یه سر بهشون زدم همه از دم غر میزدند ململ از همکلاسی های که امسال چهارمین سالی هست که با همند می نالید خداییش هم کلاس فوق العاده شلوغی هستند و یه سری دخترای از خود راضی با ادبیات افتضاح یعنی وقتی با هم حرف میزدن ململ مثل فرشته ای بود وسط شیطووونا
بماند که ململ ما خیلی شیطونه و اخرش گفت پس من با کی دوست بشم گفتم با همه دوست باش باهیچکی صمیمی نباش و کلی توضیح دادم تا قانع شد .
دختر عنکبوتی از اینکه مدیر قربون صدقه هفتمی ها رفته و پارسال اصلا با اونها خوب نبود همینطور از خرابی کولرکلاس مینالید گفتم خیلی خوبه مدیرتون پیشرفت کرده و اخلاقش بهتر شده و متوجه شده باید با مهربونی با بچه ها برخورد کرد کولرتون هم درست میشه .البته طبق معمول قانع نشد.![]()
پیکاسو هم رتبه اول غر زدن رو کسب کرد از خرابی کولر کلاس و بد بودن جاش توی کلاس و درس های سنگینی که تو یه روز گذاشتن گله مند بود و اینکه همه چیزهای خوب برا کلاس 12هست و من هم گفتم خیلی خوبه تو هم سال دیگه دوازدهم هستی و....... کمی قانع شد شاید هم قانع نشد
بهشون گفتم با مشکلات کنار بیاین تا چشم بهم بزنید مدرسه تموم شده یادم به خودم افتاد همیشه تا یکماه معلم نداشتیم تا دو ماه کتاب نداشتیم برق هم همیشه میرفت توی گرمای 40تا 50درجه با پنکه سقفی چطور سر کردیم و نیمکتهای 3نفره یا 4نفره
تازه زنگ املاءیکی باید میرفت زیر میز هنوز یادم میاد حس خفگی بهم دست میده.و متفکرانه به اداره برگشتم نمیدونم نسل سوخته هستیم یا نه ولی میدونم خیلی قانع بودیم و شاید واسه همین راحت با مشکلات کنار میومدیم شاید هم ازمون سوءاستفاده شد از سادگیمون و امکاناتی که حقمون بود ولی بهمون نمیدادند (غر زدن دخترا به کی رفته آآیا؟؟
)