چند روز پیش تولد ململ بود دختر شیطون و پرانرژی من دختر جسور و بی باک حداقلش میدونه چه میخواد اززندگی و این خیلی خوبه گفت مامان من امسال کیک نمیخوام سفارش بدی برام کیک بستنی سفارش بده از بچگی عشق بستنی هست و روزانه سهمیه بستنی داره چند بار هم گفته بیا تو خونه بستنی درست کنیم هنوز نتونستم عملیش کنم .
خلاصه چند جا پرسیدم هیشکی کیک بستنی درست نمیکرد و اومدم توی نت گشتم یه دستور خیلی خیلی ساده پیدا کردم اینقدر آسون بود سریع رفتم وسایلش رو گرفتم و صبح ساعت ده از خواب بیدارش کردم و با همکاری همدیگه یه کیک بستنی که به جای کیک از بیسکوییت استفاده کردیم کف یه ظرف پیرکس مربعی کاغد روغنی گذاشتیم وبیسکویت چیدیم و لایه لایه بستنی وانیلی و یه لایه بستنی شکلاتی گذاشتیم و لایه اخر بستنی وانیلی چند ساعت گذاشتیم فریزر و روش رو با ترافل شکلاتی و ویفر تزیین کردیم تقریبا هشتاددرصدش رو گذاشتم خودش انجام بده قبلا که شیراز بودیم گفت مامان کادو تولد کتاب میخوام و هشت تا کتاب انتشارات مورد علاقه اش پرتقال کتاب گرفت اما باز با همسر رفتیم گفتم بزار یه چیز موندگار براش بگیرم یه تمیمه کوچولو حدود 2.5گرم گرفتم شد 4تومن هر چند اجرتش بالا بود و طلا درنوسان اما تولد دخترم مهمتر بود توی یه جعبه صورنی پاستیلی خوش رنگ برامون گذاشت وقتی برگشتم دختر بزرگم میز قدیمی رو مثل میز مهمونی با پارچه های که سالهاست قراره لباس بشند و نشدند تزیین کرده بود خیلی قشنگ بود خلاصه یه تولد متفاوت براش گرفتیم و کلی ذوق کرد و یه عالمه سلفی گرفت .و یه عالمه کیک بستنی نوش جان کرد.
بعضی از کارهای ما زیاد هزینه نداره اما میشه لحظات خوبی رو خلق کرد.وقتی دبیرستان بودم واسه داداش کوچیکم که اون موقعها پنج شش ساله بود میومدم کیک تولد درست میکردم با همین ارد گندم و ماست و تخم مرغ توی تنها قابلمه تفلون مادر اونم روی بخاری وسط مرداد ماه براش کیک میپختم و چه ذوقی میکرد وقتی شمع ها رو فوت میکرد. یه دوربین هم داشتیم همیشه روش فیلم داشتم و لحظه ها رو ثبت میکردم.یه لیست از تولد همه اطرفیان داشتیم شصت نفری میشد و خواهربرادرا که حفظم بود همیشه تولد همه رو زودتر از بقیه تبریک میگفتم و هر سال هم برای چند نفری یه چیز کوچولو میگرفتم کادو میدادم اما خوب تولدخودم هیچکی یادش نمیموند از اونجا که نیتم خالصانه نبود پارسال روز تولدم لیست مذکور رو خبیثانه راهی سطل زباله کردم ![]()