دیروز از سرکار و یه روز شلوغ برگشتم خونه ساعت از سه گذشته بود و دختربزرگه که گرفتار موج جدید بیماری شده خواب بود ناهار که خوردیم هوا بسیار بهشتی و دلپذیر بود با وجود خستگی زیاد میدونستم این هوای نیمه ابری در شهر گرمسیری حکم کیمیا رو داره یه دم نوش به و گل محمدی اماده کردم و باهمسر رفتیم کنار دریا رفتیم روی یه نیمکت نشستیم اب دریا عقب نشینی کرده بود و منظره بکر زیرکه اصلا نمیشه در قالب عکس به نمایش گذاشت خودنمایی میکردو براتون گذاشتم که انرژی مثبتش به شما برسه اگه شد لینک ویدئو هم میزارم چند دقبقه فارغ از هیاهوی اداره و خونه ودلمشغولیها و گرونیهایی دیوونه کننده عین بچه ها نشستم و با این صدف وحلزون ها بازی کردم و چه لذتی داشت و خستگیم رفت فرصت زیادی نبود روز کوتاه و کل فرصت ما کمتر از یکساعت بعد گفتم همسر من رو برسون خونه بابا چون روز قبلش باباعلایم سرماخوردگی داشت و مثل کوچولوها بهونه گیر و نازکش لازم بود در حیاط بابا صدای اذان بود اونم من رو رسوند خودش رفت که بره نماز خونه بابای خودش باشه وقتی رفتم در هال قفل بود و بابا ومامان مسجد روبه رو خونشون بودن گفتم خدا رو شکر که حالشون خوبه و تونستن برن مسجد حوصله نداشتم بگردم کلید پیدا کنم هوا سرد بود سریع پیاده برگشتم خونه و کمی به دختره بزرگه رسیدم وبراش لبو ونبات گذاشتم پخت چون خیلی دوست داره ناهار کمی خورش مرغ مانده بود رو توی ظرف گذاشتم و کمی شلغم و هویج و همسر که اومد خونه تا اش رشته اورده بچه ها خوردن و رفتم پیش بابا همسر من رو رسوند خودش رفت دورهمی خواهر برادرام که خونه خواهرزاده ام بود که خانمش از مشهد اومده بود ومن میدونستم که خوب امشب احتمالا بابا ومامان تنها باشند رفتم تا داداش کوچیکه هست و دختر داداش دست ودلباز اونجاست و سردرد شدید داره این دختر ۱۱ساله فوق العاده اروم ومظلومه از دیوار صدا میاد از این نه
رفتم برا بابا سوپ درست کردم و اونم جاش انداختم تو اشپزخونه جلو چشمم باشه دلم براش کباب بود بابا ومامانش نبودن زنگ هم زدن بهشون نگفت حالش بده داداش کوچیکه بهش مسکن داده بود اما افاقه نمیکرد
مامانش که برگشت رفت خونشون منم دوساعتی موندم شام بابا رو که دادم همسر اومد دنبالم ساعت ده اومدم خونه
حالا مامانم توی این دوساعت هی میگفت پسرعمه ات تو ای سی یو هست فلان همسایه قدیمی فوت شده و...دیگه هی سوال پرسیدم فلان همسایه قدیمی چندتا خواهر برادر داره و همینطور سوال پرسیدم تا یادش بره از تلخی های دوربر بگه
کلا فاز غممون بیشتره ژن غالبه باید با عوامل محیطی متعادلش کنیم نمیتونم شکلک بزارم چون با گوشی پست میزارم اگه غلط تایپی داره ببخشید روزگارتون مثل هوای این روزهای جنوب پر از ارامش باشه اگر دوست دارید برید یه سفر جنوب بهترین جاست فقط قصد تفریح باشه وگرنه با قیمت بالای درهم اجناس فوق العاده گرون روزگارتون پربرکت و پراز ارامش
پینوشت :هرکار میکنم نمیشه ویدئو بزارم لینکش رو قبول نمیکنه