دیشب ساعت هشت ونیم تا دختر بزرگه اماده شد وهمسر دل از فوتبال کند رفتیم بیرون و رفتیم مرکز خرید و دوری زدیم و بعد رفتیم یه مرکز خرید دیگه یه کم قسمت اسباب بازیها موندیم و ناز عروسکها رو کشیدیم و چون فوق اشباعیم و اوضاع اقتصادی قاراشمیش شیطون رو لعنت کرده رفتیم سمت خوراکی ها و چیز خاصی جز ماست وکشک ویه پاستیل و چند تا کوکی و شکلات تلخ نخریدیم بعد یه دوری کنار ساحل و اومدیم خونه من نشستم گیلدخت نگاه کردم دختر بزرگه داشت کتاب اب نبات نارگیلی میخوند و هر چند دقبقه صدای قهقه اش بلند میشد و اون دوتا هم یعنی داشتند درس میخوندن الله اعلم😅
راستش موقع گشت توی شهر یه لحظه ماشین شوهر خواهرم در مدرسه شون دیدم همسر گفت حالا اگه من این وقت شب سرکار بودم تو چقدر غر میزدی؟هیچی دیگه من از همونجا غر زدم تا در خونه و همسرم رفت تو قیافه😅😂تقصیر خودش بود یاداوری کرد والله من میگم چرا باید واسه اداره ای که پرسنلش شبانه روز اذیت میشن و فرقی بین اونی که کار نمیکنه با اونی که کار میکنه نیست واز طرفی هیچ مزیتی جز حقوقی که تا نصف برج بسختی کفاف میده اینقدر از زمان خانواده بگذاری حالا اگه سلامت مردم بود و یه چیز خیلی مهم میگفتم ارزشش داره قبلا تجربه اش رو داشتیم شش سال روز وشب نداشتم مخصوصا اون تلفنها ونتیجه اش انواع بیماری همسر بعد از تحویل مسئولیت بود من به زنگ تلفن حساس هستم واسترس میگرم گوشی خودم بعد از فوت برادرزاده ام که نزدیک به ۹سال ازش میگذره ۹۰درصداوقات روی سایلنته
بگذریم بعدش عذاب وجدان گرفتم موقع بیماری همسر به خدا قول داده بودم هوای همسر رو داشته باشم 😔اما خودش کلا دوست داره سربه سر من بزاره😂
اصلا دیشب رو خوب نخوابیدم خیلی گرمم بود رفتم دوش گرفتم و ساعت دو دیدم هنوز دختربزرگه نخوابیده و کلی هم عصبی شدم و ساعت ۵بلند شدم واسه نماز باز بیدار بود😒
بعد نماز خوابیدم و خواب میدیدم ساعت ۱۲ظهره همسر مهمون دعوت کرده به منم نگفته و توی هال پر از پتو ولباس ووسایله و من دارم فریاد میزنم تو چرا اطلاع ندادی ؟😭 و کل خوابم رو همش داشتم بهش می پریدم بیدار شدم خسته بودم از دعوا 🤣ساعت۵ /۸بلند شدم تماس گرفتم واسه نوبت ارتودنسی کوچیکه رو واسه فردا اوکی کردم دوباره تلپ خوابیدم ولی خوب این وسط این دوتا امتحان داشتن هر کدوم با یه ساعت تفاوت هی بلند میشدم ببینم همسر اومده دنبالشون یا نه تا الان که برگشتن از مدرسه وگشنه اشون بود براشون لقمه گرفتم و حالا برم ادامه پخت ناهار
خدایا به همه مون به اندازه صلاحمون ثروت حلال و دلی خوش و ارام عنایت کن
کمکمون کن درهای روزیمون رو با نادانی خودمون نبندیم کمکمون کن پرتلاش باشیم دست همه جوونهامون رو بگیر تا حال دلشون خوش باشه
به ما پدر ومادرها کمک کن بچه هامون رو درک کنیم به بچه هامون کمک کن ما رو درک کنند .
مهربانتر از همه به بندگان تویی خیلی مخلصتم😘