دیشب دختر وسطی داشت با پیامک با خواهرش حرف میزد منم پیشش بودم یه لحظه چشمم خورد به پیامک قبلی دختر بزرگه که نوشته بود "مامان ما رو خیلی خوب تربیت کرده" دیدن این جمله کلی حالم رو خوب کرد والبته هیچ توضیحی راجع بهش ندادند خیلی راز دارند دقیقا مثل حودم اگه کسی چیزی بگه که نخواد کسی بفهمه هرگز از من درز نمیکنه
میدونید بچه ها با همه اختلافات فرهنگی و زمانی و ظاهری که با ما دارند یه سری اصول رو از ما یاد میگیرن .
از بچگی یادشون دادم هیچ وقت لباس یا وسیله ای رو برای پز دادن یا از رو بردن کسی نپوشند برای دل خودشون ولذت بردنشون باشه شاید بعضی وقتا واقعا میخواستن کم نیارن جلوی بقیه اما من این حالت رو دوست نداشتم و تذکر میدادم چیزی که الان فت و فراوون میبینیم( خودنمایی) بالاخره افراد زیادی بهتر از ما زندگی می کنند وقرار نیست حسرت زندگی اونها رو بخوریم و ما نیومدیم که با همدیگه بر سر ظاهر رقابت کنیم وافراد زیادی هم وضع زندگی بدتر از ما دارند وقرار نیست داشته هامون رو توی چشمشون کنیم و اونها رو به اه وحسرت بندازیم.
من هیچ وقت طلاهام رو نمی پوشیدم چون بقیه نداشتن وبماند اونها شبیه من نبودن اما قرار نبود ارزشهای ما مثل هم باشه یه جاهایی که دلم میخواست مثل اونا باشم زود به خودم نهیب میزدم
اینها رو ننوشتم که از خودم تعریف کنم نوشتم در نهایت خیلی از رفتارهای ما در بچه هامون بروز پیدا میکنه.مثل اون استرس و حس کمال طلبی من که الان دختر بزرگم بهش دچاره و اونهم باعث وبانیش منم.
خدایا عاقبت همه مون و فرزندانمون و عزیزانمون رو زیبا و بخیر بگردان