باور نمیکردم دعوتم کنی؟ اصلا دلخور بودم از اونهمه دعاهای که کردم توی حرمت اما حس میکردم اجابت نشده خواهرم زنگ زد ما خواهرها میخوایم بریم مشهد میای؟ میخواستم بگم نه
شرایط مالیش نداشتم شرایط روحیم هم اصلا دلم حرم نمیخواست زنگار بسته بودم اما یه لحظه مکث کردم گعت شرایطم برای اومدن مستعد نیست اما میام میدونم پشیمون میشم اگه نیام دلم دنبالتون میمونه بعد از گرفتن بلیط جا گیرمون نمیومد هتلها پر بود زائرسرا جای خالی نداشت داشتیم به کنسل شدن پروازمون هم فکر میکردیم سب که خوابیدم گفتم ببین من که دلم نمیخواد بیام اصلا دلخورم ولی میدونم لیاقت ندارم غرق گناهم اگه جا جورشد میام نشد هم هبچ همینطور بی معرفتانه درددل میکردم صبح ابجی پیام داد جا جور شد اونم دو شب مجانی خلاصه راهمون داد اقای مهربانی ها هر چه ما تنش داشتیم اون راه رو برای ما هموار کرد آژانس تا فرودگاه استان با کمترین قیمت و حتی
اسنپهای بامعرفت مشهدی الان سه ساعته رسیدیم مشهد
توی حرم در صحن ازادی بعد ازنوشیدن چای چایخانه حرم نشسته ام جای همه انها که دوست دارند اینجا باشند سبز
برای همه تان از امام مهربانی ها عشق سلامتی آرامش ثروت وشادی طلب میکنم.
هبج جا ارامش حرم رو برام نداره
امام رضا ممنونتم💔💔💔