سلام دوستان عزیز که خصوصی کامنت میزارید وبلاگم ندارید چگونه جوابتان را بدم هان.والله .![]()
بزار سربسته بگم دخترام درس و دانشگاه رو دوست دارن اما رشته هایی که قبول میشن رو دوست ندارند دانشگاه آزاد و ...هم واقعا فقط،شهریه اش نیست که بتونم بفرستمشون مشکل خوابگاه و هزینه های جانبی هم هست در مورد کار هم تو شهرهای کوچیک واقعا برا دختر خانما کار درست و درمون نیست .تابستون آموزش کلاس نقاشی برا دخترای فامیل داشتند که نتیجه جالب بود دختر وسطی که عاشق بچه هاست پایان کلاسا گفت چند برابر پول کلاس باید بدیم بریم دکتر اعصاب
از بس دخترخانم ها شیطون بودند.
الان هم سرگرمیشون هم کتاب هست و فیلم.اگه به این زندگی کنار من راضی هستند که من حرفی ندارم اگه میخوان به آرزوهاشون برسند که باید راه خودشون رو پیدا کنند .راستی یادتونه یه روز در مورد حق الورده میخواستم بنویسم .منظورم رو متوجه شدید؟آقا من هر گلی خریدم بعد چند مدت به فنا رفت البته خوب قبلترها مشغله ام زیاد بود و بهشون نمیرسیدم الان هم دیگه میترسم فکر میکنم گلها تو اون دنیا یقه ام رو بگیرن چرا حق و حقوقمون رو رعایت نکردی.و ما رو به فنا دادی.خلاصه تصمیم گرفتم فقط گلهایی که میشه تو آب نگه داشت رو نگهداری کنم .
چقدر درهم برهم نوشتم یه شیشه آرزوها دارم سه ساله آرزوهای خودم و دختر کوچیکه توش انداختیم یادمم نیست چی بودند حالا اگه امشب وقت شد کاغذ کوچولوها رو باز میکنم و یه پست مینویسم.
آدینه تون پر از آرامش و شادی