بدترین کاری که تا حالا در حق کسی انجام دادیم چی بوده؟ دارم تو ذهنم مرور میکنم بدترین کار که از روی لجبازی انجام دادم چی بوده؟میخوام خودم رو به چالش بکشونم. خوب بیاین دوره زندگیم رو به ۵تا ده ساله تقسیم کنم وای واقعا سنم رفته بالا .قبول نیست من دوست دارم هنوز ۳۰ساله باشم آه. واقعیت رو بپذیرم چاره ای نیست سن یه عدده بابا من هنوز خیلی جووونم نشون به اون نشون که ده دقیقه راه میرم خسته میشم![]()
ده سال اول: از صفر تا ده سالگی : دارم فکر میکنم هیچی یادم نمیاد تو مدرسه معمولا کاری به کار کسی نداشتم ولی به من کار داشتند دوبار ناحق کتک خوردم می بخشمشون ای بابا من یه مثبت نچسب بودم ![]()
ده سال دوم:اعتراف میکنم یه بار یه نوار کاست شکیلا رو بریدم تا داداشم که یواشکی گوش میداد گوش،نده خودمم عاشق صداش،بودم چی میخوند حالا شاه مردان علی نور یزدان علی .فکر میکردم یه گناه بزرگه که داداشم که از من ۴سال بزرگتر بود داره صدای یه زن رو گوش میده فکر کن من ۱۱سالم بوده اون ۱۵![]()
آهان سربه سر زن داداشم هم زیاد میزاشتم من اول راهنمایی بودم و اذیتش میکردم و معمولا با هم قال مقال داشتیم الان خیلی همدیگه رو دوست داریم اختلاف سنی مون هم همون ۴سال از من بزرگتر بود من ۱۳ با یه دختر ۱۶ساله وای الان از ضایع بودن خودم خنده ام میگیره.
ده سال سوم :تو دانشگاه بی آزار بودم اما سر خوابیدن مکافات داشتم من دانشجو پرستاری بودم خوب شبکاری زیاد داشتیم وقتی ب میگشتم خسته بودم اگه یکی پچ پچ میکرد دیگه بدبخت بود از بس من بدخلقی میکردم خوابم خیلی سبک بود و مزخرف هنوز هم اتاقی هام یادشونه و بنده خجالت زده ام.
آهان یکی از بدترین اخلاقام با خواهرام این بود که میگن بهشون گیر میدادم به نحوه لباس،پوشیدنشون و البته خودم زیاد یادم نیست شاید به عمد آز یاد بردم اما همینجا ازشون عذرخواهی میکنم ببخشید .حالا فکر نکنید چی میپوشیدن مثلا مانتو سفید .تباه بودم میدونم اعتراف میکنم شما حق دارید من رو هر چی دوست دارید در ذهنتون یاد کنید ولی به زبون نیارید ![]()
بیشتر بدیهام از این زبون بوده که باعث اذیت میشده کلا مرد عمل نبودم و واقعا یهویی میگفتم خدا کنه قصد ونیت بدی پشتش،نبوده باشه.
توی این دوره ۵سال از مادر بودن گذشته بوده و بخاطر خستگی خیلی رنجور بودم واصلا دلم نمیخواد چیزی بگم فقط،باید برم تو اتاق یه کارهای بدم فکر کنم.
ده سال چهارم :احتمالا مامان هلی کوپتری بودنم باعث اذیت شده .مخاطب خاص خاموش،روشن شو و هر چه میخواهد دل تنگت بگو مادر جان![]()
ده سال پنجم که هنوز دوسال واندی مونده تموم بشه هم ذهنم داره مقدس بازی در میاره اما این زود رنج بودن و هر جی سر زبونم میومد میگفتم گناه کمی نیست باید روی تاب آوریم بیشتر کار کنم.به قول همسر ماهی رو هر وقت از آب بگیری میمیره![]()
یادم باشه مواظب نگاهم و رفتارم باشم آهان چند مورد دیگه یادم اومد اما سانسور میکنم که خدا ستار العیوبه خدایا به بزرگیت کمکم کن تا هر چه دانسته و نادانسته در حق بقیه کوتاهی کرده ام جبران کنم و کمکم کن از این به بعد حواسم به نگاهم کلامم رفتارم باشه آمین