سه روز تعطیل بودیم روز نیمه شعبان بساط تولد دختر عنکبوتی به راه بود کیک رو گفتم زن داداش زحمتش کشید تا هزینه اش هم بره تو جیب یه آشنا (اقتصاد خانوادگی )
پیکاسو (دختر بزرگه )که مدتهاست دیگر نقاشی نمیکشد و تبدیل شده به یه موجود کم انرژی و خواب الود هم زحمت تزیین هال رو کشید و خودم و همسری هم زحمت طاقت فرسای خرید کادو و خوردنی ها رو کشیدیم
مهموناش فقط همکلاسی هاش بودن که ده دوازده نفر دختر سانتال مانتال البته مودب و خانوووم اومدن واسه خودشون یه سه ساعت عشق کردن و کیف کردن و با رضایت هم رفتند. روز دوم بچه ها مسابقه مشاعره خانوادگی داشتند هر چند مقام نیوردند اما همینکه شرکت کردن خوب بود و البته جایزه هم بهشون دادن دست همه برگزارکنندگان درد نکنه روز سوم هم به نظافت و بیگاری گذشت و کارهام هم تموم نشد و استراحت چندانی هم نکردم.
خدایا شکر برای همه نعمت هایت 
خلاصه میگن هر کی چایی میخواد بفرماید ابدارخونه یه لیوان چایی واسه خودش بیاره ، ماهم که تنبل ،اگه بلند شیم چایی بیاریم یادمون میره بخوریم سرد میشه تازه قبلا چایی سرد شده ها رو میریختیم پای گلدونا الان گل های اتاقمون هم خشک میشن
البته فکر میکنم جدای از بحث مالی احتمالا نگران سلامتی ما تنبلا بودن و میخواستن ما تحرک داشته باشیم 

سلام من تصمیم گرفتم حداقل هفتها ای ده دقیقه بیام بنویسم شاید دوباره دوستان دور هم جمع شدند
من که از دوستان وبلاگی خیلی چیزها یاد گرفتم و در زندگی خیلی به دردم خورد.من کلا زیاد به اینستا و تلگرام و....سر نمیزنم اصلا دوستشون ندارم خوب از بچگی مدل من فرق داشت چکار میشه کرد
راستی عیدتون مبارک باشه ان شاالله در پناه خدای مهربون و موالید این ماه شریف همیشه جشن و شادی برپا باشه و حال و هوای همه مون بهتر بشه
دیروز داشتم لباسا رو مرتب میکردم دیدم چند تا لباسای ململ وسطشون با قیچی دراورده شده صداش زدم میگم این لباسا چرا اینجوریه؟ حق بجانب میگه خوب قدیمی شده بودن واسه عروسکم لباس دوختم جالبه که یکی از لباسا رو چهارماه پیش از قشم خریده بودم
کلی دعواش کردم ولی چه فایده که این دختر سرخود و سرتق هر روز دسته گلی به اب میده و زبون درازی هم میکنه .حدایا شکرت برا همه نعمت هایی که دادی