وقتی دختر اولم دنیااوردم مرخصی زایمان 4ماهه بود من توی مرخصی زایمان جواب استخدامیم اومد و فقط 3/5ماه تونستم استفاده کنم چون بیمارستان بودم هفته ای دوشب شبکاری هم اجباری بود
خدا میدونه که چقدر گریه میکردم کلا ادم احساساتی هستم وعذاب وجدان داشتم هیچ پشتوانه مالی وخانوادگی هم نبود خوب واقعا شبهایی که میرفتم بیمارستان اینقدر دلم میخواست یه نفر ظاهر میشد میگفت من هستم نرو اخ چقدر جای این جمله توی زندگی اون موقع من خالی بود الان وضعیت بهتره.واسه دختر دومی مرخصی همون 4ماه بود ومن دیگه بیمارستان نبودم وواسه دختر سومی مرخصی شد 6ماه بادمم گردو میشکوندم (دختر دومی وسومی هدیه خداوند بودند ) دیگه اما سالها بعد شبکاری تا زیردوسال ممنوع شد ساعت کاری کمتر شده ومرخصی زایمان شده 9ماه واسه مادران زیر 6سال هم 1ساعت زودتر میتونن برند یعنی زمانی که من دختر سومی روباردار بودم این قانون زیر 6سال پیشنهاد شد وقتی اجرایی شد که دخترم شش سالش کامل شده بود یعنی دریغ از یک روز شامل حال من شد.
الان هفته گذشته که من باهماهنگی معاون پاس ساعتی گرفتم رییس عزیز اومده گفته فلانی هروقت اومدم نیست بزرگوار شما توی دوسال گذشته 3بار اومدی اتاق من ،اونم منی که ارباب رجوع ندارم وکارهام با موبایل و سیستم خودم هرجا باشم چه توی مطب چه مرخصی استحقاقی دارم انجام میدم تا حالا نشده من کارم عقب بیفته (توی همین اداره همکاران زیادی روزانه یه ساعت میرن باشگاه در طول روز بارها بیرون هستند)خلاصه خیلی دلگیرم از همه چیز همه جا دیواری کوتاهتر از من نیست. چرا هیچ کس ما مادرانی که باسختی بچه ها رو بزرگ کردیم وکارمون هم به نحو احسنت انجام دادیم همیشه هم به جای یه واحددوتا واحد دستمون بوده حساب نمیاره کاش همون یه ساعت شامل ما هم میشد میدونم بازنشست که شدم این قانون واسه همه زنان تصویب میشه. من کار کردن رو دوست دارم اما واقعا امان از مدیران تنگ نظر از یه طرف هرواحدی که نیروش میره بازنشست میشه یا انتقال میگیره میخوادکاراش بندازه گردن من هرچی هم میگم بابا من انواع اقسام بیماریها دارم کارم باید کمتر بشه فایده ای نداره خدایا پس کی میخوای من رو توزندگی سورپرایز کنی ![]()